السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )
25
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )
علاوه بر اين ، در مباحث روانشناسى ثابت شده كه ارگانيزم بدن انسان و ساختمان وجودى او - كه موجودى است فعّال و بقا و كمالش مرهون سعى و تلاش اوست - طورى ساخته شده كه در اثر احساس نياز به چيزى به سوى آن حركت مىكند و نسبت به چيزى اشتياق پيدا كرده و خواهان آن مىشود و يا از آن بدش آمده و اجتناب و خوددارى مىنمايد ، اين در موارد جزئى و محسوس است و در مرحلهء بعد ، انسان دست به تعميم و توسعه مىزند . پس طبيعت و ساختمان وجودى انسان ، او را به علوم و معارفى كه در حركات و فعّاليّتهاى بدنى و روانى به آنها احتياج پيدا مىكند ، رهبرى مىنمايد . پس انسان را به آنچه در عمل به كار نيايد و مساسى با عمل پيدا نمىكند ، نيازى نيست . نيز اگر دانشى جدا از عمل باشد ، براى انسان خالى از لطف و صفا خواهد بود و به همين معنا كلام درربار علوى چنين اشاره دارد : « العلم مقرون بالعمل فمن علم عمل و العلم يهتف بالعمل فان أجابه و الّا ارتحل عنه » . « 1 »
--> - مدرنترين سلاحها و مخرّبترين بمبها ويران مىسازند و باقيماندگان را هم گرفتار فقر ، مرض ، گرسنگى و صدها درد جانفرسا مىكنند و تازه مدّعىاند كه در راه انسانها تلاش و كوشش مىكنند ، مانند الواحى از نور مىدرخشد . ( 1 ) - نهج البلاغهء فيض الإسلام / حكمت 358 : 1256 و در كتاب شرح غرر الحكم و درر الكلم احاديث ذيل كه از لحاظ متن و معنا به حديث مذكور -